پریا جونپریا جون، تا این لحظه: 11 سال و 16 روز سن داره

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم .

میخوام باهات بحرفم......

1393/7/23 10:44
197 بازدید
اشتراک گذاری

سلام . ..(نمیدونم به کی سلام کردم چون هنوز نه نی نی وجود داره نه دوستی)

میخوام باهات بحرفم

دوشنبه(1393/7/21)عید غدیر امسال من وبابا رضا در مورده اومدنت صحبت کردیم.....بابایی و

من یه سری قول به هم دادیم  و ایشالا که عمل کنیم.وقتی رفتیم خونه بابایی خیلی خوشحال

بو د خیلییییییییییییمحبت..اما من تا صبح نخوابیدم نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت-

خوشحالی -ترس-دلهره-دوست داشتن---------تا صبح پای نت بودم بعشدم نمازم و خوندم

دعا کردم که تو سالم و سلامت باشی....دعا کردم که خدا کمکون کنه .....خیلی گریه کردم

....نمیدونم بتونم مامان خوبی واست باشم یا نه ولی اینو میدونم که یه حس عجیبی دارم

بغض عجیبیه.آخرشم صبح که بیدار شدم(یعنی همون ظهر خندونکچشمک) مریض شدم ..بابایی فک

میکنه من سرما خوردم منم چیزی نگفتم که ناراحت نشه آخه خیلی دوسش دارمبوس............

الان که این وب رو درست کردم بابا رضا خبر نداره بین خودم و خودت بمونه تا وقتی به جمع دو نفره ی ما اضافه بشی .بعد بهش نشون میدم خودتم هر وقت بزرگ شدی کاراشو انجام بده ....خدا کنه هر وقت دیدی این وب رو خوشحال بشیبوسبوسبوسبوس فک کنم اینجا یه عاااااااااااااااااااااااااالممه دوست جون پیدا کنی....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

فهیمه
23 مهر 93 22:56
سلام الهی خدا یه نی نی سالم وصالح ودوست داشتنی بهتون بده وزیر سایه امام زمان بزرگ بشه.[مرسی عسیسم خیلی نگرانم امروز میخوام برم دکتر ..میترسم...همیشه از بچگی همینجوری بودم تا اسم دکتر میاد انگاری دنیا رو سرم خراب شده.هرچند ایندفه فرق میکنه.ایشالا نی نی کوچولوی شما همیشه بخنده وسالم باشه....]